تبلیغات
مجتمع گردشگری و رفاهی پارک جنگلی فریمان - از یاد رفتن در فصل سرد

مجتمع گردشگری و رفاهی پارک جنگلی فریمان

پروژه گردشگری رفاهی پارک جنگلی فریمان

چهارشنبه 29 دی 1389

از یاد رفتن در فصل سرد

شهر الكترونیك مشهد: مجتمع گردشگری رفاهی پارک جنگلی فریمان   موضوع: گردشگری، 

از خود پرسیده‌اید وقتی هوا سرد شد، در روستاهایی كه نامی دارند و گردشگرانی مشتاق، چه می‌گذرد؟ شاید ندانید كه وقتی نخستین بادهای سرد  وزید و فصل گشتن به پایان رسید، روستاهای نامداری چون ماسوله، ابیانه، آلاشت، كندلوس، كندوان و... خالی و خلوت می‌شود. این اما واقعیت دارد.

 

نگاه نكن به این همه آدمی كه در روزهای گرم تابستان به اینجا هجوم آورده‌اند. ماسوله بهار و تابستان‌، شهر دیگران است؛ شهر آنهایی كه می‌آیند تا بروند، نه آنهایی كه مانده‌اند و می‌مانند. این‌ها می‌آیند، از فومن كه می‌گذرند، از میان جنگل كه رد می‌شوند، مه را كه می‌بینند به شوق می‌آیند و وقتی به شهر- روستای «سقف‌ها و حیاط‌ها» می‌رسند، آن‌قدر شعف دارند كه سقف‌های فرو ریخته خانه‌ها را نمی‌بینند.

دوربین‌شان را در دست می‌گیرند، در كوچه‌ها می‌چرخند، عكس می‌گیرند، عروسك‌‌ها و جوراب‌های كاموایی را می‌خرند و می‌خندند. نمی‌دانند چه زمستانی دارد این‌جا، نمی‌دانند برف‌ جنگل‌های ماسوله، سقف‌ها را پایین می‌آورد. نمی‌دانند پاییز كه بیاید، باران كه ببارد، برف كه بیاید، ماسوله هم به خواب می‌رود؛ می‌رود تا بهار از راه برسد و شهر- روستا خمیازه‌كشان، بدن پیرش را كش و قوسی بدهد و منتظر بنشیند تا باز هم، رفتنی‌ها بیایند و رونقی چندماهه به سرزمین پیرها بدهند؛ جوان‌ها سال‌هاست رفته‌اند.

آنهایی كه هنوز در این خانه‌ها مانده‌اند شاید بهتر از ما درباره ماسوله داوری كنند: «الان دیگر چیزی به معنای روستای تاریخی ماسوله چندان مفهومی ندارد. این‌جا بیشتر یك پارك جنگلی است كه گردشگران فرهنگی خود را از دست داده و در عوض گردشگران خوش‌نشین به سراغ آن می‌آیند.» صادق صالحی كه خود در ماسوله زندگی می‌كند و مدیر مؤسسه حفظ و توسعه پایدار این شهر- روستای تاریخی است چنین نظری درباره زادگاهش دارد.

«ماسوله از 90 سال پیش شهرداری داشت اما حالا كاملا به یك روستا تبدیل شده و همه ساكنان قبلی آن هم رفته‌اند. وضعیت این‌جا حالا از بم هم بدتر است. چون آنجا دست‌كم فعالیت‌هایی برای بازسازی انجام می‌شود.» مدیر مؤسسه حفظ و توسعه پایدار ماسوله، بی‌توجهی‌های گذشته را از عوامل اصلی تخریب ماسوله می‌داند و امیدوار است مدیر جدید این پایگاه برای جبران آن خرابی‌ها كاری انجام بدهد.

ماسوله تنها نیست. از هر جاده‌ای كه بگذرید، چه در جنگل باشد، چه در كوه، چه در بیابان، روستاهای نیمه ویران را فراوان خواهید دید؛ روستاهایی كه دیگر كسی بر كوبه خانه‌هایشان نمی‌كوبد؛ خانه‌هایی كه سقف‌هایشان در برابر گذر زمان سر فرود آورده‌اند و توی خودشان خم شده‌اند. اما از بین تمام آنها چند نام است كه انگار بیشتر می‌شنویم، چند نام است كه انگار نمی‌خواهند فراموش شوند، اما معلوم نیست خودشان این‌طور خواسته‌اند یا ما با زور قانون و آیین‌نامه می‌خواهیم آنها را زنده نگه‌داریم!

ابیانه، میمند و كندوان هم همین داستان را دارند، روستاهایی كه آنچه در خود جای داده‌اند آن‌قدر با دیگران تفاوت دارد كه كسی دلش نمی‌آید فراموش كند این روستاها را. این خانه‌هایی كه هیچ‌كس در آنها زندگی نمی‌كند برای رهگذرانی كه از برابرشان می‌گذرند، جذابند اما برای آنانی كه قرار است در آنها زندگی كنند، چطور؟  انگار این خانه‌ها برای صاحبان اصلی‌شان، فقط آن‌قدر جذابیت دارند كه همان‌طور رهایشان می‌كنند و می‌روند و نتیجه آن می‌شود كه مسئولان سازمان میراث فرهنگی به‌دنبال آن می‌روند كه مثلا   از قانونگذاران اجازه بگیرند به خانه‌های رها شده ماسوله وارد شوند و با مرمت آنها، راهی برای سرپا نگه‌داشتن‌شان پیدا كنند. زمستان 2 سال پیش بود كه مسئولان میراث فرهنگی این شهر- روستای تاریخی دست به دامن قوه قضائیه شدند تا در خانه‌های خالی را باز كنند.

ابیانه؛ كسی پشت دیوارها نیست

بهار و تابستان كه از راه برسد، غریبه‌ها  از دور و نزدیك می‌آیند و توی خانه‌های این روستا‌ها سرك می‌كشند. به ابیانه می‌روند و منتظر می‌مانند تا پیرزن یا پیرمردی از آن كوچه‌های خاكی بگذرد و از او عكسی بگیرند. در ابیانه وقتی از راسته اصلی روستا می‌گذرید، شاید باورتان نشود در یك فضای واقعی راه می‌روید، انگار خواب هستید، خواب می‌بینید؛ انگار در كوچه‌های یك شهرك سینمایی گشت و‌گذار می‌كنید، كوچه‌هایی كه برای دوربین‌های عكاسی و فیلمبرداری ساخته شده‌اند و پشت دیوارهایش هم كسی نیست. آنجا كسی نفس نمی‌كشد. این تازه حكایت ابیانه است، روستایی كه ساكنان آن به داشتن تعصب نسبت به روستایشان شهرت دارند.

قلعه نو؛ از رنجی كه می‌كشد

فقط روستاهای معروفی مثل ابیانه، میمند، كندوان و ماسوله نیستند كه در فهرست آثار ملی ثبت شده‌اند، اگر كیلومترها از آنها دور شویم و به جایی برویم كه شاید كمتر كسی نام آن را شنیده‌ است باز هم روستاهایی هستند كه به خاطر بافت روستایی و معماری خاص در این فهرست ثبت شده‌اند. روستای قلعه‌نو از توابع شهرستان زهك در سیستان یكی از این روستاهاست. هر قدر آن روستاهای تاریخی معروف از رفتن ساكنانش در رنج هستند، قلعه‌نو  از ساخت و سازهای جدیدی رنج می‌كشد كه در داخل بافت تاریخی آن سر  بر می‌آورد.

رضا گنجعلی، مدیر اداره میراث فرهنگی شهرستان زهك، ساخت خانه‌های ناهمگون با بافت قدیمی این روستای بازمانده از دوران قاجاریه را بزرگ‌ترین مشكل آن می‌داند: «هر چند بنیاد مسكن موظف شده به خانه‌هایی اجازه ساخت بدهد كه با بافت قدیمی آن هماهنگ باشند، این مقررات رعایت نمی‌شود. حتی مشاوری هم برای رسیدگی به این موضوع منصوب شده است، اما باز هم ساخت‌وسازهای غیرمجاز در آن دیده می‌شود.»

در قلعه‌نو كه فقط 5 سال از زمان ثبت آن در فهرست آثار ملی كشور می‌گذرد 274 خانواده زندگی می‌كنند. از قدیمی‌ترین بناهای این روستا، ارگ محمدحسین‌خان نارویی است. این خانه اربابی 160 سال قدمت دارد و با تكمیل مرمت و بازسازی آن به موزه‌ای در بافت تاریخی روستا تبدیل خواهد شد. هرچند هنوز ساكنان قلعه‌‌نو در روستای خود مانده‌اند، اما به جای آن خانه‌های كاهگلی قدیمی ترجیح می‌دهند در خانه‌هایی تازه و شاید امروزی‌تر زندگی كنند.

آلاشت؛ دلتنگی‌های خشت‌های خام

روستاهای تاریخی ایران به همین چند نام محدود نمی‌شوند. به هر گوشه از كشور كه نگاه كنیم نام‌های فراوانی از این دست خواهیم دید. كندلوس و آلاشت هم 2 روستای تاریخی دیگر هستند كه در استان مازندران قرار دارند؛ روستاهایی كه هركدام به‌دلیل داشتن جنبه‌های ویژه، مورد توجه هستند و از سوی دیگر مشكلات خاص خود را هم دارند. آلاشت كه در بلندی‌های ییلاقی سوادكوه مازندران قرار دارد، از سال 1352 صاحب شهرداری شد. این روستا- شهر تاریخی با وجود داشتن شهرداری و ثبت شدن در فهرست آثار ملی، مشكلات فراوانی دارد. یكی از این مشكلات به حفظ بافت تاریخی آلاشت مربوط می‌شود و دیگری به توسعه آن و الزام‌هایی كه با این توسعه همراه است.

با این حال این روزها مشخص نیست اولویت این شهر تاریخی بر حفظ بافت تاریخی آن قرار دارد یا  ایجاد امكانات رفاهی جدید؛ چیزی كه فراهم كردن آن شاید به تخریب بخشی از بافت قدیمی این شهر منجر شود. شاید جمعیت این روستا- شهر در تابستان به حدود 6 هزار نفر برسد و موزه مردم‌شناسی آن در برخی سال‌ها بیش از 30 هزار بازدید‌كننده دارد. این ویژگی‌ها را نمی‌توان با موازین شهری صرف سنجید. از یك‌سو  طرح تفصیلی آلاشت را مطرح می‌كنند كه درصورت اجرایی شدن، دیوارهایی كه از خشت خام ساخته‌ شده‌اند و خانه‌های گلی آن تخریب می‌شوند كه كوچه‌های تنگ، خانه‌های گلی ساخته شده از خشت خام و بافت تودرتوی برخی معابر از ویژگی‌های آن است.

وقتی این بافت تخریب شود، دیگر چه چیزی از آن خاطره‌ها باقی می‌ماند؟ عبدالكریم پهلوان، شهردار آلاشت معتقد است كمك میراث فرهنگی برای حفظ بافت قدیم، شاید بتواند جلوی تخریب آن را بگیرد. از نظر او، بافت قدیم به‌دلیل شكنندگی به توجه و امكانات محافظتی ویژه‌ای نیاز دارد. با یك آتش‌سوزی احتمالی، به‌دلیل وجود كوچه‌های تنگ كه امكان حركت وسایل نقلیه در آن میسر نیست، امدادرسانی مشكل است.

اما اگر كوچه‌ها عقب‌نشینی كنند، فضای روستایی بافت قدیم، معنای خود را از دست می‌دهد. این دوگانگی مشكل عمده آلاشت است. خانه‌های جدیدی كه در بافت قدیم، ساخته می‌شوند، فضای ناهمگن در این بافت ایجاد می‌كنند. پهلوان معتقد است:« هم باید دیدگاه‌های مردم را لحاظ كرد و هم اجازه نداد كه آلاشت ویژگی  منحصربه‌فرد بودن خود را از دست بدهد. »

كندلوس؛ گذرگاه رستم

برای رسیدن به كندلوس باید ۷ كیلومتر بعد از مرزن‌آباد، در جاده چالوس‌ راهی فرعی‌ را در پیش گیرید تا  پس از طی ۴۲ كیلومتر مسیر كوهستانی  روستای كندلوس  خود را نشان دهد . برخی منابع این دهكده را گذرگاه رستم، قهرمان اسطوره‌ای ایران می‌دانند، اما كندلوس علاوه بر طبیعت زیبا، به خاطر مجموعه فرهنگی آن به یكی از قطب‌های گردشگری‌مازندران تبدیل شد.

این مجموعه در سال ۱۳۶۷ برای ارج گذاشتن به فرهنگ و هنر و سنت مردم كجور، پس از سال‌ها تلاش از سوی مهندس «علی‌اصغر جهانگیری» ساخته شد. دهكده گردشگری  كندلوس اثری ماندگار است كه با پشتوانه تاریخ چند هزار ساله‌اش، در دوران معاصر هم مشاهیری همچون حاج میرزایدالله نظرپاك، شیخ علی مقیمی كندلوسی و علی‌اصغر جهانگیری  را به خود دیده است.

میمند‌؛ نفس در میان سنگ‌ها

برای گردشگرانی كه صبح از راه می‌رسند و شب به‌دنبال كارشان می‌روند، همه چیز فرق می‌كند. آنها به میمند كرمان  می‌روند و از دیدن یخچال‌های برقی كه در دل صخره‌های سنگی كار می‌كنند به تعجب می‌افتند. به هر كدام از این روستاها كه بروید می‌توانید یك شب را در خانه‌ای سر كنید كه همان چند نفر از اهالی باقی مانده در آنها زندگی می‌كنند. فقط یك شب در خانه‌ای در میمند بخوابید تا مزه آن چیزی را بچشید كه برایتان از نگاه یك رهگذر این همه جذابیت دارد. شاید آن وقت بفهمید چرا فقط پیرها مانده‌اند و هیچ اثری از جوان‌ترها  نیست  مگر این‌كه روز تعطیل باشد كه عده‌ای از آشناها از شهرهای نزدیك برای دیدن قوم و خویش‌شان به این روستا سفر كنند.

میمند انگار كسی را ندارد، انگار  غیر از همان پیرمردها و پیرزن‌هایی كه می كوشند  برگ های سبز صحرا را  نه به رسم تحفه  كه در ازای مبلغی به دست گردشگران بسپارند، كس دیگری در دل سنگ‌های این روستا زندگی نمی‌كند. دل سنگ، سخت است اما  این‌ها هنوز در میان سنگ‌ها نفس می‌كشند و انگار زندگی می‌كنند. زندگی می‌كنند، اما  انگار سال‌هاست در خودشان گم شده‌اند.

به گالری تصاویر دیدنی شهر الكترونیك مشهد خوش آمدید

آرشیو سایت

نظرسنجی

    آیا تا بحال به مجتمع گردشگری رفاهی پارک جنگلی فریمان تشریف آورده اید؟


آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • بازدید ماه آینده :
  • تعداد کل اخبار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :